جرأت تغییر
تغییر جرأت میخواهد زیرا ما را از کنج به ظاهر امن عادت خارج میکند. میدانیم که باید در برخی جنبههای زندگیمان یا اساس آن تغییراتی به وجود آوریم اما میهراسیم که به یک مرحله بالاتر قدم برداریم. این هراس ناخودآگاه است. مثلاً گاه از اینکه تغییر رفتار ما چه واکنشی در اطرافیان که به تأییدشان نیاز داریم به وجود میآورد میترسیم. همرنگی با محیط آسان و لذتبخش است. اما توان واقعی ما را تحقق نمیبخشد و ما را با احساس گناهی فرسایشی و بلند مدت همراه میکند. گاه از اینکه بدانیم میتوانیم میترسیم زیرا توانستن مسئولیت میآورد. دیدهایم که افراد دارای مسئولیت حتی وقتی تمام توان خود را به کار میبندند با انتقاد رو به رو میشوند. نگاه دیگرانی که در سیستم حل شدهاند و نمیخواهند کسی را متفاوت با خود ببینند همیشه انتقادآمیز و ضد تغییر است. پس تصمیم میگیریم موفق نباشیم یعنی مسئولیتی نداشته باشیم. همه عادتها بسیار شیرین هستند چون مجبورمان نمیکنند فکر کنیم و تصمیم بگیریم. تمرکز هم ضروری نیست. اما یک چیز را فراموش کردهایم: اینکه میتوانیم به تغییر یا موفقیت و مسئولیتپذیری عادت کنیم. اینها هم اگر عادت شوند شیرین خواهند بود. آنوقت هم لذت میبریم و هم گام به گام جلو میرویم.